post

آیا سم فیشر هم به ایران می آید!

چند سالی است که جریان نرم و خزنده ای به آرامی بحث توهین به ایران و شکستن قبح تجاوز به آن را در دستور کار خود قرار داده و برای این منظور از هیچ تلاشی فروگذار نیست. در راستای همین پروژه است که هر از گاهی شاهد ساخت فیلم های سینمایی هالیوودی با محوریت ایران هراسی و معرفی ایران به عنوان محور شرارت هستیم که به عنوان آخرین نمونه آن ها می توان به فیلم Transformers: Dark of the Moon اشاره کرد.

به گزارش مرصد ، “محمود بلالی“  در وبلاگ خود نوشت : در این بین توهین به زبان فارسی و معرفی آن به عنوان زبان تروریست ها نیز در دستور کار قرار گرفته و از طرف برخی رسانه های غربی و وابستگان آن ها به صورت جدی دنبال می شود. این جریان نرم تا آنجا پیش رفت که چندی پیش شرکت بازیسازی DICE، بازی رایانه ای Battlefield 3 با محوریت ایران هراسی و حمله نظامی به آن را تولید و روانه بازارهای جهانی کرد. در همان زمان نسبت به شکلگیری این موج جدید و پیامدهای عدم پاسخگویی صحیح و به موقع به آن، هشدار دادم و اعلام کردم که در صورت کوتاهی مسئولان در قبال چنین رفتارهای گستاخانه ای، باید منتظر ساخت بازی های بیشتری با چنین رویکردی باشیم.

اما متاسفانه عدم توجه مسئولان و جدی نگرفتن هشدارها و بسنده کردن به ممنوعیت این بازی (و بازی های نظیر آن) در کشور، موجب شد تا امروز شاهد ساخت بازی های دیگری با محوریت ایران هراسی و حمله به ایران باشیم.

در نمایشگاه E3 امسال (۲۰۱۲)، شرکت یوبی سافت (UbiSoft) با نمایش دموی کوتاهی از نسخه جدید بازی Splinter Cell با عنوان Blacklist، بخش دیگری از پروژه ایران هراسی و معرفی ایران به عنوان محوریت شرارت را کلید زد و یکبار دیگر کینه و عداوت خود را نسبت به ایران آشکار نمود.

طبق ماجرای روایت شده در این دمو، سم فیشر، کماندوی کهنه کار آمریکایی که در انجام ماموریت های جاسوسی و سری (سبک بازی Action-Adventure, Stealth) تخصص داشت و زبانزد بود، اینبار با تغییر رویه ۳۶۰ درجه ای در نحوه عملکرد خود و روی آوردن به عملیات های اکشن و درگیری های تن به تن، به منظور انجام عملیاتی مهم وارد یکی از شهرهای مرزی ایران و عراق شده است.

هدف او از ورود به این منطقه و انجام عملیات، یافتن فردی به نام “جدید” بیان می شود. تروریست خطرناکی که با تهیه لیستی موسوم به لیست سیاه، قصد دارد جهان را به ورطه ناامنی و نابودی سوق دهد.

اما در این دمو، چند نکته مهم و حائز اهمیت وجود دارد که باید به آن ها توجه داشت:

۱- سم فیشر به زبان فارسی صحبت می کند (از این موضوع می توان نتیجه گرفت که طبق داستان، او ماه ها و شاید هم سال ها برای این کار تعلیم دیده و برنامه ریزی داشته است. زیرا صحبت کردن به یک زبان، آن هم به گونه ای که دشمن قادر به شناسایی شما نباشد (از لحاظ لهجه و بیان کلمات)، به مدت زمان زیادی تمرین نیاز دارد و اهمیت موضوع را اثبات می کند.)

۲- برای منوهای کاربری بازی، از فونت فارسی استفاده شده است. یعنی فارسی زبانان، بخشی از مخاطبان اصلی این بازی هستند. این در حالی است که در هیچ بازی رایانه ای، زبان فارسی به عنوان یک زبان رسمی وجود ندارد!

۳- چهره و لباس فرمانده ایرانی که سم با او درگیر می شود به شدت شباهت به چهره و لباس فرماندهان دوران دفاع مقدس دارد.

۴- پرچم ایران اشتباهی طراحی شده و عبارت “لا اله الا الله” در وسط آن دیده نمی شود (پرچم کردها به جای پرچم ایران در بازی قرار داده شده است)

۵- ایرانی ها فارسی را با لهجه افغانی صحبت می کنند!زمانی که می بینیم یکی از شخصیت های محبوب آمریکایی به زبان فارسی صحبت می کند و به منوهای کاربری بازی توضیحات فارسی افزوده شده است، باید مطمئن باشیم که سازندگان بازی قصد القای پیام خاصی را به مخاطبان خود دارند.

این پیام را می توان از دو منظر مختلف مورد بررسی قرار داد:

۱- از منظر خارجی و بین المللی

۲- از منظر داخلی (ایران)

۱- از منظر خارجی و بین المللی: قرار دادن زبان فارسی در کنار عبارت تروریسم و درگیری با تروریست های فارسی زبان، این پیام را در خود نهفته دارد که بازیکن غربی باید با این مسئله آشنا شده و آن را به عنوان یک واقعیت بپذیرد. کاری که غربی ها سابقا با اعراب و زبان عربی انجام دادند و اذهان مردم غرب را برای درگیری و حمله نظامی به عراق آماده کردند. (تا مدت ها در تمامی فیلم ها و بازی های رایانه ای تروریست ها لباس های عربی بر تن داشتند (دارند) و به زبان عربی تکلم می کردند)

اما این که چرا سربازان ایرانی در این بازی، فارسی را با لهجه افغانی تکلم می کنند هم جای بحث و بررسی دارد. سوال اینجاست که آیا در شرکت یوبی سافت هیچ کارمند و صدا پیشه فارسی زبان ایرانی یافت نمی شد و همه کارمندان و صداپیشگان افغانی بودند؟ به طور حتم پاسخ این سوال منفی است، زیرا همانطور که می دانید، کشور کانادا جزو کشورهایی است که بیشترین تعداد مهاجر ایرانی را در خود جای داده است (در سال ۲۰۰۹ بیش از ۶۰۰۰ مهاجر ایرانی در کانادا زندگی می کردند و ایران از این نظر رتبه نهم را در بین مهاجران به کانادا دارد)، از این رو یافتن افرادی ایرانی برای صداپیشگی بازی نمی توانست کار مشکلی باشد. پس چرا به جای ایرانی ها از افغان ها برای صداگذاری استفاده شده است؟

پیش از پاسخ به این سوال بهتر است تا موضوعی را یادآور شوم؛ اگر به حافظه خود درمورد بازی Battlefield 3 مراجعه کنید، به یاد خواهید آورد که در آنجا هم سربازان ایرانی با لهجه افغانی صحبت می کردند. آیا شرکت DICE و EA هم همچون شرکت یوبی سافت مشکلی یکسان داشتند؟

می دانید که سال هاست آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم، اقدام به اشغال کشور افغانستان نموده است و بهانه اصلی برای این کار هم حمله طالبان به برج های دوقلو ذکر شده است. از این رو نام افغانستان پیوند محکمی با واژه تروریست دارد و این موضوعی است که برای مردم آمریکا به خوبی جا افتاده است.

حال بیایید حقایق موجود را کنار هم قرار دهیم و نتیجه گیری کنیم:

مردم آمریکا از طالبان و به طبع از تمام چیزهایی که به آن ها مرتبط باشد (از جمله زبان، پوشش و مذهب آن ها) متنفرند و بدون شک این زبان را در کنار زبان عربی (به علت القائات پیشین)، زبان تروریست های می دانند. آن ها درمورد زبان فارسی ایرانیان اطلاعات بسیار کمی دارند و اصولا فارسی را با لهجه افغانی می شناسند.

حال اگر نام ایران را در کنار زبان فارسی با لهجه افغانی قرار دهیم چه اتفاقی رخ می دهد؟ آن وقت است که ایران هم در کنار طالبان، مفهومی یکسان یافته و حس تنفر را در وجود مردم جهان و به خصوص مردم آمریکا بر می انگیزد. به همین دلیل است که در دموی دیگری که از این بازی ارایه شده، تروریست ها با لباس افغانی دیده می شوند و عربی صحبت می کنند!! نظیر چنین پروژه ای را از سال ها پیش درمورد زبان عربی هم در دستور کار خود قرار داده اند و در مقطع زمانی خاصی، هر جا قرار بود ایرانی ها را نمایش دهند، آن ها را با گویش عربی نمایش می دادند.

۲- از منظر داخلی: از آنجا که مردم ایران به خوبی تفاوت لهجه افغانی را از لهجه ایرانی تشخیص می دهند، این حس در آن ها ایجاد می شود که سازندگان بازی در تمیز دادن این دو لهجه از یکدیگر دچار اشتباه شده اند. در نتیجه حس تنفر کمتری نسبت به بازی و سازندگان آن پیدا می کنند و با این توجیح که دشمنان درون بازی ایرانی نیستند و افغانی هستند، حتی تمایل به انجام بازی هم پیدا می کنند!!

این درحالی است که اشتباه در طراحی پرچم ایران هم به تایید این موضوع کمک شایانی کرده و آن را باورپذیرتر می کند. این به ظاهر اشتباه، در شرایطی رخ داده که سازندگان بازی می توانستند با یک جستجوی ساده در گوگل، به راحتی طرح اصلی و درست پرچم ایران را پیدا نمایند. باور این موضوع که در ساخت یک بازی نظامی – سیاسی در این ابعاد، چنین اشتباه بزرگی رخ داده باشد، کمی سخت و دور از منطق است. آن هم زمانی که می بینیم در بسیاری از موارد، مانند لباس و ظاهر سربازان ایرانی چقدر خوب و دقیق تحقیق شده است.

با کمی واقع نگری در این دمو می توان دریافت که آن ها به خوبی به تفاوت بین افغانستان و ایران آگاهی داشته اند، از همین رو اسامی سربازان، کاملا ایرانی انتخاب شده است. استفاده از اسامی ای مانند  ”امیر” و “سعید”، بیشتر در میان ایرانیان و کمتر در میان افغان ها رواج دارد.

به هر حال باید تا زمان عرضه این بازی صبر کرد و تحلیل قطعی و نهایی را در آن زمان انجام داد. اما چیزی که از همین حالا مسلم است، این واقعیت است که وقتی سم فیشر فارسی صحبت می کند، به این معنی است که او حالا حالا ها با ایران کار دارد، یا به قولی این رشته سر دراز دارد.

در انتها به بخشی از دیالوگ هایی که در این دمو، مابین سم و سربازان ایرانی رد و بدل می شود اشاره می کنم. شنیدن این دیالوگ ها خالی از لطف نیست و نشان از وجود مشاور (مشاوران) فارسی زبان در تیم بازی سازی دارد :

سم فیشر درحالی که فرد زخمی ای را در آغوش گرفته: کسی نیست؟ کمکم کنید.

سرباز اول: چی شده؟

سم فیشر: بیا کمک کن. نمی دونم… زخمی شده. کمک کنید ببرینش تو.

سرباز دوم: خیلی خون ازش رفته.

سرباز اول خطاب به فرمانده: سعید، سعید…

سرباز دوم: کمک می خواد.

سعید: بذارینش رو میز.

سرباز اول خطاب به فرد زخمی: امیر… امیر…

سعید خطاب به سم فیشر: چه خبر شده اونجا؟

سم فیشر: موقع گشتن پیداش کردم.

سعید: اونقدر دور از کمپ چیکار داشتی؟

سرباز دوم خطاب به سعید: داره حرف می زنه…

سعید: چی می گه؟

سرباز دوم خطاب به فرد زخمی: کی این کارو با تو کرد، امیر؟

امیر با دست به سم اشاره می کند.

سعید خطاب به سم فیشر: گفتی اونو…

سم فیشر پس از ضربه زدن به سعید و شکستن دست او: جدید، کجا می تونم پیداش کنم؟

منبع: مرصد

post

عملیات گیوتین

به گزارش خبرنگار مشرق،شرکت الکترونیک آرتس (Electronic Arts) در جدیدترین شماره از سری بازی‌های «میدان نبرد» (Battlefield) کشور ایران و تهران را تبدیل به صحنه جنگ کرده است.

 

battlefield 3 tehran

عملیات گیوتین

 

در این بازی نیروهای آمریکایی که همیشه نقش حامیان صلح و ثبات و حقوق بشر را در فیلم‌ها و بازی‌ها دارند، این بار به خود جرات داده و به جنگ با مردم ایران روی آورده‌اند. این بازی یک بازی تیراندازی اول شخص و دوازدهمین شماره از سری بازی‌های Battlefield است و داستان آن حول 2 شخصیت اصلی در سال 2014 می‌چرخد.

گروهبان هنری بلکبرن که همراه تیم خود برای یافتن گروه آمریکایی مفقودشده در مرز ایران و عراق فرستاده می‌شود، و دیگری جاناتان میلر که از اعضای ارشد نیروی تانک‌سوران ایالات متحده بوده و به نحوی وارد داستان بازی می‌شود. گروه مفقودشده در آخرین مأموریت خود وظیفه کسب اطلاعات مربوط به سلاح‌های شیمیایی را داشته است. همچنین بر اساس داستان بازی، تیم پنج نفره بلکبرن در اواسط مأموریت خود گرفتار زلزله‌ای می‌شوند که منشا آن در ایران است.

Battlefield 3 در وهله نخست برای رایانه‌های شخصی و در درجه بعد برای کنسول‌های PlayStation 3 و Xbox 360 طراحی و در نظر گرفته شده است. لذا، نسخه رایانه‌های شخصی آن دارای نقشه‌های بازی بیشتری نسبت به نسخه کنسولی آن می‌باشد. قرار است این بازی در 25 اکتبر (3 آبان) و برای مخاطبین 18 سال به بالا به بازار عرضه شود.

گفتنی است Battlefield 3 به دلیل استفاده از موتور بازی Frostbite 2.0 ساخت شرکت DICE از گرافیک بسیار بالایی برخوردار است. این موتور سبب می‌شود تا سازندگان آن بتوانند عملیات‌های تخریبی پیشرفته‌تر و نیز موسیقی و گرافیک بهتری را ارائه دهند. از این رو، این بازی در حال حاضر یکی از بهترین بازی‌ها در ژانر خود به حساب می‌آید، به نحوی که حتی شماره جدید بازی Call of Duty موسوم به Modern Warfare 3 را نیز تحت شعاع خود قرار داده است.

حوادث Battlefield 3 در خاورمیانه، اروپا و آمریکای شمالی اتفاق می‌افتد. شرکت سازنده قبلاً اعلام کرده بود که وقایع این بازی در شهرهایی چون تهران، پاریس، سلیمانیه (شهر مرزی بین ایران و عراق)، و نیویورک روی می‌دهد که در این مکان‌ها جنگ‌های خیابانی و نیز درگیری‌ در مناطق مرکزی شهر و فضاهای باز رخ می‌دهد.

بر اساس سایت رسمی این بازی، در یکی دیگر از پیش‌نمایش‌های آن، نیروهای زرهی آمریکا با استفاده از تانک‌های خود دست به عملیات گسترده نظامی در حومه تهران می‌زنند.

در پیش‌نمایش دیگر این بازی، رویدادهای آن در پایتخت ایران و در نزدیکی برج میلاد روی می‌دهد. نیروهای آمریکایی طی عملیاتی تحت عنوان «عملیات گیوتین»‌ به تهران حمله می‌کنند. هر چند این حملات در حال حاضر در دنیای مجازی و نه واقعی روی می‌دهد، اما شکی نیست که این نوع سناریوسازی و شبیه‌سازی دقیق شهرها در این دست از بازی‌ها چیزی جز آماده کردن و همراه‌سازی اذهان عمومی به ویژه جوانان برای انجام یک سری حملات در آینده نمی‌باشد.

البته یکی دیگر از دلایل ساخت این دسته بازی‌ها و یا فیلم‌ها، مرعوب ساختن حریف و دشمنان است تا بلکه حریفان با مشاهده ادوات جنگی پیشرفته در آنها، دچار هراس شده و در آینده مقاومت کمتری را از خود نشان دهند. اما اگر به واقع این نوع حملات مجازی و شبیه‌سازی‌ها نوعی آماده‌سازی و دست‌گرمی برای انجام حملات واقعی در آینده‌ای نزدیک و آن هم توسط نیروهای آمریکایی به خاک میهن‌مان باشد، آیا ما همانند نقشی که در این بازی ممکن است داشته باشیم ــ یعنی قرار گرفتن در جبهه دشمن و حمله به میهن خود ــ باز هم جانب نیروهای آمریکایی را گرفته و اجازه حمله به میهن‌مان، تصرف خاک آن، و کشتار هموطنان‌مان به دست آنها را می‌دهیم؟

از طرف دیگر و چنانچه در گزارشات قبلی نیز گفته شد، آیا لازم نیست مسئولانِ امر، بازی‌های رایانه‌ای را جدی‌تر دنبال کرده و برای آنها علاوه بر تمهیدات سلبی، تمهیدات ایجابی نیز بیندیشند؟